نگاهی به عرفان انحرافی « اوشو »


معلم هندی الاصلی كه در دهه 1980 مصدر وقوع تفكری به اصطلاح معنوی گردید، گرچه سالها پیش از مرگش گفته بود بزودی جان خواهد باخت اما او در ژانویه 1990 بر اثر ابتلا به بیماری ایدز جان سپرد.

 

او با سوء استفاده از محدودیتهای قانونی كه برای بشر و جامعه او گذارده شده است مفاهیم اعتراض گونه ای را مطرح ساخت كه برخی آن را «فرقه» و برخی «عرفان نوظهور» نامیدند. در بخش سوم از بررسی كارشناسان در خصوص عرفانهای نوظهور، به دیدگاه وی از منظر حجة الاسلام داریوش عشقی پرداخته ایم كه تقدیم حضورتان می كنیم:
*چرا در فرقه «اوشو» برخی از مسایل غیر اخلاقی در قالب اخلاق مطرح می شود؟
**اوشو خود را پدید آورنده مذهبی نوین می داند، چنانكه در كتاب الماسهای خویش می گوید «من سرآغاز مكتبی كاملا نوین هستم»؛ یعنی ادعای عرضه دینی جدید می كند .گرچه او در كتاب «مراقبه؛ هنر وجد و سرور» تأكید می كند : «همه آیین ها برپایه دستاویزی ساختگی بنا شده و همه شیوه ها دروغین اند... می توان دستاویزهای تازه ای به بار آورده و دین های تازه ای پدید آورد. دستاویزهای كهنه فرسوده می شوند .دروغ های كهنه از رنگ و بو می افتند و به دروغ های تازه تری نیاز خواهد بود.»
اوشو برخی از ارزشهای اخلاقی و بنیانهای خانوادگی را بصراحت مورد سوال قرار می دهد. وی معتقد است ساختار ازدواج ظلم بزرگی است كه به زنان می شود و قبلاً این گونه نبوده است كه مردم با ازدواج در كنار یكدیگر زندگی می كنند، در گذشته و در بین انسانها نهادی به عنوان نهاد پدر وجود نداشته و بعدها این نهاد ساخته شده و طی قرنها انسان بدون نیاز به پدر زندگی كرده است و از هنگامی كه موضوع مالكیت خصوصی مطرح گردید موضوع اسارت زن! مطرح می شود.اوشو با اشاره به كارل ماركس می گوید، وقتی او با آوردن كمونیسم مالكیت خصوصی را زیر سؤال برد، همه در پی آن بودند تا ازدواج دوباره از میان برداشته شود، اما در ابتدا به دلیل منافع اقتصادی و بار دیگر به خاطر قدرت طلبی مانع آزادی شدند!
*رابطه آموزه های «اوشو» با عقل و منطق چگونه است؟
** اوشو می گوید آنچه مانع معنویت می شود موضوع ذهن و فكر كردن است. زیرابا فكر كردن ممكن است، مجوز بسیاری از امور غیر اخلاقی برای شما صادر نشود و یا پس از انجام عملی غیر اخلاقی پشیمان شوید، بنابر این باید ذهن را كنار گذاشت. «اوشو» برای دو مقوله عشق و مراقبه اهمیت زیادی قایل است. مراقبه برای آن است كه شما با این عمل ذهن خود را خالی كنید و فكر كردن و اندیشیدن را به كناری بگذارید تا راه برای قلب و احساساتتان هموار شود و با عشقی كه مورد نظر «اوشو» است، حركت كنید.
اوشو در شرایطی می گوید، در همه زمینه ها لذت پرست محض باشید كه در دین اسلام نیز موضوع لذت مطرح است، چنانكه پیامبر اكرم (ص) می فرمایند به گونه ای غذای خود را صرف كنید كه از آن احساس لذت كنید.اما تفاوت دیدگاه دین اسلام و عقاید اوشو در یك كلمه است. «اوشو» می گوید در حد یك حیوان و زندگی حیوانی لذت ببرید، اما اسلام لذت بردن را در حد انسان می پذیرد.
*با سایر ادیان چگونه برخورد می كند؟
**اوشو در ابتدای كار خود را با تمامی ادیان همسو می داند و در اینكه شما مسیحی، مسلمان و یا .... باشید ایرادی نمی بیند. او به پیامبران اشاره می كند و می گوید: عیسی یك صوفی بود، موسی یك صوفی بود، محمد یك صوفی بود و من هم یك صوفی ام. یعنی خود را در رده آنها می داند! گرچه در كتابهای اخیر خود به حضرت عیسی (ع) توهین می كند و ایشان را (...) خطاب می كند .او حتی با ایشان مخالفت می كند و می گوید، من برای او متأسفم گمان نمی كنم او مستحق مصلوب شدن باشد، آری او قدری (...) بود و مصلوب شدن شفای (...) او نیست .او به قدری به درمان نیاز دارد كه درمان گردد و یكپارچه شود .
اما او در ابتدا بصراحت پیامبران بزرگوار را مورد سوال قرار نمی دهد و می گوید: «آنها انسانهایی هستند كه به اشراق و رابطه عاشقانه به خدای خود رسیده اند» او می گوید من فراتر از نیچه سخن می گویم .او در این كتاب موضوع دعا را زیر سؤال می برد و تأكید می كند، شما باید همه چیز را تجربه كنید و نباید به دنبال آن باشید كه همه چیز به شما گفته شود .او می گوید: اصلاً نباید با كسی سازش كنید. جالب آنكه اولین نقد بر سخنان اوشو این موضوع است كه ما چرا باید سخنان هیچ كسی را نپذیریم، ولی حرف اوشو را بپذیریم. او بارها می گوید، همه به شما دروغ می گویند و بنابر این شما نباید حرف كسی را بپذیرید .
*اوشو در جایی از نیچه، فروید و ماركس به دلیل آنكه خدا را كنار گذاشته اند دفاع می كند اما از اینكه چیزی را به جای خدا قرار نداده اند آنها را مورد سؤال قرار می دهد.او خود، چه چیزی را جایگزین خدا كرده است؟
**اوشو در جایی وقتی در مورد خدا صحبت می كند، ابتدا با تأكید بر اهمیت شك و تردید می گوید من آنهایی را كه می گویند خدا وجود دارد را نفی می كنم و در عین حال آنهایی كه معتقدند خدا وجود ندارد را نیز رد می كنم. باید با تجربه به بودن و یا نبودن خدا رسید.
وی در انتها وقتی پرسش كننده نظر وی را در این خصوص جویا می شود می گوید: من تحقیق كردم و متوجه شدم خدا وجود ندارد. اما «اوشو» می گوید: وقتی شما لذت می برید، اوج لذت شما خدای شماست. برای آنكه در وجود شماست نه خدای كشیشان. جالب آنكه وقتی «اوشو» موضوع كشیشان را مطرح می كند می گوید؛ خدای آنها ابزار پول درآوردن آنهاست. شما می توانید آنچه را كه از خدا می خواهید در مراقبه بیابید. اوشو جمله ای در خصوص دعا می گوید كه نشان می دهد شناخت صحیحی نیز از خدا ندارد. او می گوید: من نمی دانم چگونه ممكن است ما به موجودی اعتقاد داشته باشیم كه وقتی اینهمه انسان بر روی كره زمین صحبت می كنند او قادر است بشنود.
ایرادی كه او به دعا كردن دارد این است كه می گوید : «شما با دعا كردن خودتان را ذلیل می كنید .لازم نیست كسی به شما روزی بدهد، شما می توانید خودتان روزیتان را به دست بیاورید .» وقتی از وی می پرسند چه كسی كائنات را آغاز كرده است، می گوید : «لازم نیست كسی كائنات را آغاز كرده باشد.اصلاً كائنات آغاز و پایانی ندارد! او نمی تواند بپذیرد كه قدرت او امكان نظارت بر آن را میسر ساخته است. برای همین وی منكر چنین خدایی است!
*و دلیل اعطای آزادیهای بی حد و حصر را محدودیتهایی می داند كه از سوی ادیان داده شده است؟
**بله، «اوشو» معتقد است كسانی كه امیال خود را سركوب می كنند افسردگی به سراغشان می آید و كسانی كه مذهبی اند در زندگی خود افسرده ترند. غافل از آنكه اسلام برای همه نیازهای او به طور كامل برنامه ریزی كرده است. این دین آدمی را در فردی ترین بخشهای زندگی او نیز تنها نمی گذارد و از او حمایت می كند. این دین هیچ محدودیتی برای شادیهای معقول ندارد، جز آنجا كه استفاده از شادی به ما و یا به دیگران آسیب برساند. بی گمان این مساله به دلیل نكات عقلانی در هر دین و جامعه ای نفی می شود و هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد كه فرد از هرگونه ابزاری برای آسیب رساندن به خود و جامعه خویش استفاده كند. تمامی محدودیتهای دینی ما در خصوص آزادیهای افراطی برای آن است كه فرد و جامعه را از خطراتی كه متوجه اوست مصون نگاه دارد.
«اوشو» به تصور خود آزادیهایی را برای انسانها مجاز می داند تا درپرتو آن به مراتب بالا دست یابند. وی دستورالعمل هایی چون نفی دروغ، غیبت و... را به معنای محدودیت تلقی می كند و می گوید: شما باید خود را از این محدودیتها نجات دهید و در هیچ قید و بندی نباشید. در صورتی كه اگر او زنده بود می توانستیم این پرسش را با وی مطرح كنیم آیا چوپانی كه می داند گوسفندی از میان گله او قصد آزار رساندن به سایر گوسفندان دارد اجازه چنین رفتاری را به آن می دهد؟ بنابر این اگر آزادی مطلق در تمامی زمینه ها جایز بود ادامه زندگی در میان جامعه امكان پذیر بود؟ آیا تمامی قوانینی كه توسط اندیشمندان و افراد آگاه وضع شده است را باید دور انداخت و زندگی پر هرج و مرجی كه اوشو ترسیم می كند را پذیرفت؟ آیا می توان دو نفر را تصور كرد كه با یكدیگر زندگی می كنند و هیچ قانونی میان آنها وجود ندارد؟ بی گمان همین دو نفر نیز پس از مدتی به هرج و مرج خواهند رسید.
كمال واقعی از منظر اوشو آزادی از هرگونه قید و بندها و محدودیتهاست .وقتی محدودیت ارزشهای خانواده حذف شود كمال واقعی مورد نظر اوشو فراهم می شود.او در كتاب «شهامت» خود می گوید : ندای درونتان را ارج بنهید - یعنی هر آنچه هوس شماست - و از آن اطاعت كنید، به خاطر داشته باشید من تضمین نمی كنم كه آن ندا همیشه شما را به راه راست هدایت كند، چون بیشتر اوقات شما را به گمراهی می برد.این حق شماست كه آزادانه به گمراهی بروید ! این بخشی از كرامت شماست ....درستی و نادرستی امور را به كنار بگذارید !


صداقت 24 ساعته است
24 ساعته با صداقت باشید

منتشر شده توسط جواد صبوحي در تاریخ ۱۳۸۹ چهارشنبه ۳۰ تير


مهدی

خیلی کارت در سته ولی ایدزی نبود همه اشخاص با اثراتشون ..... شناخته میشن و شما چطور در این دنیای گذرا ...
spraj_63

آقا داریوش شما مانند دیگر کارها ورفتارهایتان گزیده ای کوچک را یاداشت کرده اید وروی یک خط ازیک کتاب 500صفه ای نظر میدهید شما در این حد نیستید شما هنوز خدای خود رانشناخته اید پس اول به مقام عرفان برسید وبعد قضاوت کنید
علی

آنگاه که عبادت می کنی تنها باورهای خود را عبادت می کنی و نه خدای واقعی را (اوشو) به شما توصیه می کنم با نگاه دین جانبداری به اوشو نگاه نکنید اوشو دنیای را نشان می دهد که فرد خود پاک باشد در ذات و پاکی از درون ان بی اختیار زاده شود در دین ما تنها در نقش ادمهای پاک بازی می کنیم
تهی

چقدرسواددارید؟
م.ر

واقعا براتون متاسفم که دیدتون به مسائل انقدر حقیرانه است...بایزید بسطامی رو هم آدمایی مثل شما کشتن!! کاش اوشو رو آدمایی نقد میکردن که در حدش بودن!!
رسا

اوشو خداشناس بزرگ
روحی

عالی بود.فقط آدم های که خودشون رو نشناختن به طرف اوشو میرن چون انطور که حرفهاشو مطالعه کردم اوشو یک متضاد گو بیشتر نیست و یک همچنین آدمی نمیتونه درک درستی از خود وخداداشته باشه.
بنگال

واقعا متاسفام براتون حضرت اقا من 80درصد كتابهاي اوشو رو خونده ام ودر هيچ كجاي كتابهايش اين مهملات را برداشت نكرده ام
حمدی

اشو نمی خواهد دین یا مرام خاصی را تبلیغ کندحتی انتظار ندارد که شنونده سخنانش را تایید یا رد کند .
hamid

salam بنده براي تهيه مقاله اي از مطالب شما استفاده كردم لطفا درصورت ممانعت بنده را درجريان حذف مطالبتان آگاه سازيد .عدم اطلاع رساني به منزله رضايت شماست .ممنونم loveislam1365@yahoo.com
TocH

واقعأ از صمیم قلب براتون متأسقم که انقد مغرضانه و سطحی به حقیقتی که این انسان در فراسوی بشریت قرار داده برخورد میکنی، حرفهای شما هم مثل کودکان لجبازی که فقط حرف خودشون رو قبول شباهت داره، داداش جان انقد متعصب نباش خدا که فقط خدای محمد و عیسی و مسلمان و امثال شما که نیست، به نظر من شما برو ابتدا یکم ظرفیت وجودیت رو بالا ببر بعد در مورد عرفان اوشو نقد کن، شرط میبندم همینایی رو هم که نوشتی جزو حرفاییه که شنیدی نه مطالعاتیه که داشتی.





نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: